تبلیغات

وسواسی ها را بشناسید

۰

وسواس بیش تر اوقات در دوران کودکی شروع می شود اما امکان ایجاد آن در تمام سنین وجود دارد. افراد وسواسی ممکن است کاری را به طور مداوم و بی اراده انجام دهند.

فردی که به وسواس دچار می شود با وجود آگاهی از بیهوده بودن فکر و اندیشه خود نمی تواند اعمال خود را متوقف کند.

فرد وسواسی د در عملکرد خانواده خود نیز اختالال ایجاد می کند. فرد وسواسی مسائل مهم و اساسی زندگی اش را فراموش می کند و به آن ها توجهی ندارد. علاوه بر این فرد بیمار برای این که راز او برای بقیه فاش نشود از دیگران دوری می کند و دوست ندارد با دوستان و اقوام معاشرت داشته باشد.

وسواس چیست؟

هنگامی که فرد یک نوع احساس اجبار نسبت به تکرار افکار و اعمال خود داشته باشد در حالی که خود فرد می داند این رفتارها بیهوده و بی معنا هستند، فرد درگیر وسواس شده است.

هنگام انجام این رفتارها ممکن است اطرافیان او را مسخره می کنند، به او ترحم کرده و یا به صورت علنی با رفتارش مخالفت کنند.

وسواس فکری چیست؟

وسواس فکری به افکار، تکانه ها و تصاویر ذهنی گفته می شود که به صورت پایدار و تکرار شونده در فرد به وجود می آید و باعث می شود که فرد دچار ناراحتی و اضطراب شود.

وسواس عملی چیست؟

به رفتارهای تکراری مانند شستن دست، منظم کردن و تکرار کردن واژه ها یا دعاها وسواس عملی گفته می شود. فرد بیمار احساس می کند مجبور است که این رفتار و اعمال را انجام دهد وگرنه اتفاق بدی رخ می دهد و حتما باید آن ها را بر اساس قاعده و اصول خاصی اجرا کند.

این قواعد و رفتارها اغلب حالت افراطی دارند و فرد برای کاهش پریشانی و اضطراب خود معمولا این اعمال را انجام می دهد. به طور کلی وسواس فکری عملی وقت گیر می باشد و ممکن است فرد بیش از یک ساعت در روز درگیر امور وسواسی شود، در این صورت فرد در زمینه های کاری، تحصیلی، فعالیت های دیگر و یا روابط اجتماعی و... به مشکل برمیخورد.

آثار و نشانه های وسواس چیست؟

بر اساس نظر مشاوران و روانشناسان اولین علائم وسواس در کودک دو ساله دیده می شود و در این زمان کودک سعی می کند تا رفتار خود را یکسان نشان دهد و آداب را به درستی حفظ کند.

این علائم از آداب و رسوم خشک و غیر قابل انعطاف تشکیل می شود به طوری که در آن فرد بر روی تکرار اعمال، کلمات و اعداد بسیار حساس است و تکرار کردن این رفتارها برای او اهمیت بسیار زیادی دارد.

از علائم  اولیه این بیماری می توان به ترس، تکرار یک طرز فکر و اندیشه به طور مداوم، تردید نسبت به عقاید و تصورات و همچنین احساس اجبار اشاره کرد.

پیشنهاد مشاور: تست وسواس فکری عملی رایگان با تحلیل

اشکال متفاوت وسواس

وسواس انواع مختلفی دارد و به صورت های مختلفی ممکن است خودش را نشان دهد. در ادامه انواع وسواس را مورد بررسی قرار داده ایم.

اجتناب از اشکال مختلف وسواس

در حالت وسواس فرد دوست دارد نسبت به بعضی اشیا اجتناب و پرهیز کند و به صورت مکرر کاری را انجام دهد مثلا دوری از آلودگی، که باعث می شود فرد به صورت مکرر و افراطی به شست و شو دست بپردازد.

فرد برای این که خودش را نجات دهد تن به تکرار این اعمال می دهد اما کارهای او باعث می شود تا به صورت ناخودآگاه مجبور به تکرار آن عمل شود.

تکرار و ومداومت از انواع مختلف وسواس

اگر فرد یک عمل را به طور مرتب تکرار کند در این هنگام فرد دچار وسواس شده است. در حقیقت تکرار یکی از نشانه های مهم وسواس می باشد.

به طوری که فرد یک عمل بی فایده و بیهوده را به گونه ای تکرار می کند که انگار نیروی از دورن فرد را وادار به تکرار آن عمل می کند.

این نوع وسواس را می توان در شست و شوی مدام و بی حاصل دست ها و همچنین در لباس پوشیدن فرد مشاهده کرد به طوری که فرد ممکن است چند بار لباس را بپوشد و آن را از تن بیرون بیاورد و این عمل را به طور مداوم انجام می دهد تا آرام شود.

منبع :  وسواسی ها را بشناسید

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

مراحل شناخت همسر در خواستگاری

۰

 

آیا با مراحل شناخت همسر در خواستگاری آشنایی دارید؟ در جلسه خواستگاری و قبل از ازدواج باید به طور درست و منطقی شناخت کافی از طرف مقابل و خانواده او به دست آورید، این مسئله بسیار مهم می باشد زیرا ازدواج باید با شناخت کامل اتفاق بیفتد.

منش، شخصیت خانواده، فرهنگ و ادب، تحصیلات، اقتصاد، اخلاق، دین در زندگی افراد بسیار مهم می باشد و زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد.

مراحل شناخت همسر در خواستگاری

برای شناخت همسر مراحل بسیار مهمی را باید انجام دهید تا شناخت دقیق و درستی از همسر آینده خود به دست آورید، در متن زیر این روش ها و مراحل در نظر گرفته شده است که عبارت هستند از :

تکنیک مشاهده در شناخت همسر

مشاهده با هدف شناخت به معنای یک نوع ارزیابی دقیقی است. برای این کار فرد باید نگاه والدین به زندگی، رفتار اعضای خانواده با یکدیگر، سبک و نوع صحبت کردن آن ها با یکدیگر، نحوه لباس پوشیدن آن ها از لحاظ تمیزی و نظم، نوع و نحوه معاشرت آن ها و...را در نظر بگیرد تا بتواند به درستی تصمیم گیری کند.

تکنیک مصاحبه در شناخت همسر

بر اساس نظر مشاوران در جلسه خواستگاری دختر و پسر باید با یکدیگر به گفت و گو بپردازند و در مورد شناخت ویژگی های طرف مقابل و در مورد هر کدام از ویژگی ها سوالات مناسبی را بپرسد. دقت کنید که سوالات باید به گونه ای باشد که احساسات فرد و سطح آن را نشان ندهد.

پیشنهاد مشاور: سوالات ازدواج | کامل ترین سوالات ازدواج به تفکیک جلسه

در هنگام گفت و گو عواملی مانند تن صدا، نوع کلمات، نوع سوالات و محتوای آن و روش سوال کردن  به شناخت طرفین کمک می کند. این عمل باعث می شود تا به درستی طرف مقابل شناخته شود و احساسات خود را کنترل کنند.

در هنگام مصاحبه باید سوالاتی در مورد شخص، ویژگی ها و علایق شخص و ... پرسیده شود. مثلا درباره هدف و انگیزه ازدواج، ملاک های مهم در انتخاب همسر، برنامه ده یا چند سال آینده، سوالاتی در مورد آداب و رسوم، فرهنگ، روند تحصیل، وضعیت اقتصادی و اجتماعی، رابطه با دوستان و اعضای خانواده و ...پرسیده شود.

برای شناخت بهتر و بیش تر در خارج از جلسه خواستگاری خانواده ممکن است مراحلی را در نظر بگیرد که در زیر به آن ها اشاره شده است. و عبارتند از :

تکنیک تحقیق در شناخت همسر

برای این که در مورد خواستگار به نتایج درستی برسید و انتخاب درستی داشته باشید باید در مورد او تحقیق کنید و نباید نسبت به تحقیق تعلل و غفلت کرد. تحقیق باید به گونه ای باشد که خانواده ها در مورد مواردی که زوجین در مورد آن با یکدیگر صحبت نکرده اند به طور منطقی به شناخت برسند.

تحقیق یکی از مناسب ترین روش ها می باشد که می توان با آن فرد را شناخت، به درستی حرف های او ایمان آورد و حرف های او را تایید کرد.

لزوم مشاوره در شناخت همسر

دختر و پسر باید قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کند. مشاور در زمینه های مختلف باید آن ها را راهنمایی کند و  اطلاعات لازم در مورد ازدواج و انتخاب مناسب را برای آن ها فراهم کند. مشاوره گرفتن برای تصمیم گیری مهمی مانند ازدواج انتخاب درستی می باشد.

زوجین باید از مشاوری کمک بگیرند که دارای ویژگی هایی مانند علم، تجربه کافی، راز داری، بی طرفی، خیر خواهی،  ... باشند و مشاوره مفید و مناسبی را برای آن ها انجام نمایند.

پیشنهاد مشاور: مشاوره ازدواج

آموزش

افراد برای این که ازدواج موفق و انتخاب درستی داشته باشند می توانند در کارگاه های آموزشی در خصوص همسر گزینی شرکت کنند تا بتوانند با استفاده از یک روش مناسب همسر مناسب خود را انتخاب کرده و یک زندگی پویا، پایدار و موفق را تشکیل دهند.

در این کارگاه ها روانشناسان و متخصصان در زمینه ازدواج مسائلی مانند ملاک های انتخاب همسر، آسیب شناسی ازدواج، روش تشخیص ملاک ها، شناخت الگو های خانواده سالم، شروع و ادامه یک زندگی مشترک و ...را مورد بررسی قرار می دهند.

افرادی که در این کارگاه ها شرکت می کنند دید بهتر و منطقی تری نسبت به ازدواج دارند و ازدواج سلام تری را تجربه می کنند و شانس آن ها در تشکیل خانواده محکم و موفق افزایش می یابد.

 

ویژگی های مهم برای شناخت همسر

بر اساس تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است، هر فرد باید ملاک هایی برای ازدواج داشته باشد و قبل از ازدواج باید این ملاک ها مورد توجه و ارزیابی قرار بگیرند .

پیشنهاد مشاور: ملاک های ازدواج

در ادامه این ملاک ها را مورد بررسی قرار می دهیم که عبارت اند از :

تاثیر سن در انتخاب همسر

بهتر است تفاوت سنی بین زوجین حدود 3 تا 7 سال باشد، اما این به این معنی نیست که حتما باید تفاوت سنی رعایت شود اگر بقیه ملاک ها مورد تایید باشد و شناخت به درستی شکل بگیرید می توان این تفاوت سن را نادیده گرفت.

حتما در مورد این موضوع نیز از مشاور کمک بگیرید و بی دلیل از آن نگذرید.

پیشنهاد مشاور: سوالات ازدواج با اختلاف سنی زیاد

وضعیت ظاهری

زوجین باید از نظر ظاهری مورد پسند یکدیگر واقع شوند. وضعیت چهره، رنگ پوست، قد و اندام آن ها باید مورد تایید یکدیگر باشد و در این زمینه باید باهم تناسب های لازم را داشته باشند. اگر این ویژگی ها نادیده گرفته شوند و به آن ها توجه لازم نشود، ممکن است در زندگی برای زوجین مشکل ساز شوند.

 

اخلاق چه تاثیری در ازدواج دارد؟

برای داشتن ازدواج موفق اخلاق از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. زیرا اگر فرد از نظر اخلاقی مشکل داشته باشد زندگی کردن با او سخت خواهد بود و نمی توان آن زندگی را تحمل کرد.پیش از ازدواج آرام و متین ، نرم خویی، لجباز و کینه ای نبودن، پر خاشگر نبودن و داشتن صداقت و ایجاد اعتماد در زندگی، خسیس نبودن و ... باید مورد بررسی قرار بگیرد زیرا این خصوصیات برای زندگی بسیار مهم می باشد و باید مورد توجه قرار گیرد.

منبع : مراحل شناخت همسر در خواستگاری

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

تکنیک های داشتن رابطه عاشقانه با همسر بیاموزیم

۰

داشتن رابطه عاشقانه با همسر و ارتباطات مناسب در کیفیت زندگی زوجین نقش تاثیر گذاری ایفا می کند. افراد زیادی از جلسات زوج درمانی برای حل مشکلات و ارتباطات عاطفی خود استفاده می کنند.

درطول این جلسات در واقع دیده می شود که زوجین به یکدیگر علاقه دارند و می خواهند رابطه خود را حفظ کنند. اما ضعف آن ها در مهارت های برقراری رابطه منجر می شود نتوانند رابطه عمیقی با همسر خود داشته باشند، بنابراین با چالش هایی در زندگی خود مواجه می شوند.

اهمیت ابراز عشق و محبت به همسر

ارتباط عاطفی در کنار ارتباط جنسی و شناختی شکل می گیرد. یعنی در ارتباط عاطفی باید بتوانید عقاید و افکار خود رو با همسر در میان بگذارید. 

عوامل ذکر شده مهم ترین ابعاد یک خانواده سالم است و هیچ کدام به تنهایی نمی تواند باعث سلامت خانواده شود.

برای اینکه یک رابطه سالم داشته باشید تمام این ابعاد باید در کنار هم وجود داشته باشد. اگر به همسر خود محبت نکنید و عشق خود را نشان ندهید، ممکن است زندگی و خانواده خود را از دست بدهید. 

از جمله پیامدهای این امر خیانت یا اعتیاد است، در واقع همسر شما ممکن است از زندگی رضایت نداشته باشد بنابراین خواسته یا ناخواسته به محیط‌های دیگر پناه می برد.

تکنیک های داشتن رابطه عاشقانه با همسر

راهکارهای ساده برای داشتن رفتار عاشقانه با همسر

  • محبت کلامی را دست کم نگیرید.

رفتار محبت آمیز اهمیت زیادی دارد اما به این معنی نیست که دیگر نیازی نیست محبت خود را به زبان بیاورید. زنان نیاز دارند که از همسرشان جملات عاشقانه و دلگرم کننده بشنوند. توجه داشته باشید که رفتارهای کلامی و غیرکلامی در کنار یکدیگر تاثیرگذار هستند.

  • خاطرات عاشقانه گذشته را مرور کنید.

 احساسات خود را با همسرتان در میان بگذارید و از بیان آن نترسید در مورد خاطرات شیرین با یکدیگر صحبت کنید گاهی اوقات دانستن احساسات شما باعث ایجاد و تشدید احساسات عاشقانه بین شما و همسرتان می شود.

  • نکات مثبتی که در همسرتان می‌بینید را به او بگویید.

هر فردی نیاز دارد که نقاط قوت و ویژگی های مثبت خود را از همسرش بشنود. مثلاً در مورد جذابیت او، نحوه لباس پوشیدن، سلیقه و چیزهای دیگر تعریف کنید.

وقتی شما نسبت به رفتار طرف مقابل واکنش مثبت نشان می دهید، فضای عاشقانه ای بین شما و همسرتان ایجاد می شود و در زندگی خود موفق تر خواهید بود.

  • علایق جنسی همسرتان را بشناسید.

مهم ترین چیز این است که شما باید در یک رابطه عاشقانه بدانید این است که علاوه بر رفع نیاز خود به نیاز و لذت همسرتان نیز باید توجه کنید. 

سعی کنید که علایق جنسی او را بشناسید و در طول رابطه جنسی با دقت رفتار و واکنش های او را در نظر بگیرید. به یاد داشته باشید که در رابطه، دو نفر وجود دارد و شما برای خوشحال کردن همسرتان باید نیازهای او را نیز بشناسید.

  • در روابط عاطفی و جنسی خود تنوع ایجاد کنید.

 زندگی دائم درکنار همسر ممکن است پس از مدتی یکنواخت شود و همین یکنواختی شور و اشتیاق شما را کاهش دهد. برای از بین بردن این یکنواختی شما می توانید راه های زیادی را امتحان کنید. 

به طور مثال، در نحوه بوسیدن و آمیزش جنسی تنوع داشته باشید.  اگر در مهارت های ارتباطی ضعیف هستید باید از مشاور و متخصص کمک بگیرید. 
منبع : تکنیک های داشتن رابطه عاشقانه با همسر بیاموزیم

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

۹ تکنیک برتر در مشاوره ازدواج بر اساس جدیدترین روشهای روانشناسی

۰

دعوا بخشی از ارتباط است. این به این علت است که دو فرد کاملا یکسان نیستند، شما دیدگاه یکسانی نسبت به جهان نخواهید داشت. به همین دلیل است که ما زوج های متفاوت زیادی میبینیم و بر همین اساس هم تکنیک های مشاوره ازدواج متفاوتی وجود دارند.

مشاوره زوج ها، در صورتی که دعوای بین زوجین به یک تهدید جدی برای رابطه تبدیل می شود، ابزار مهمی است. وجود دعواهای گهگاه احتمالا در رابطه بلامانع است اما اگر این دعوا کم کم به کل زمان رابطه تسری پیدا می کنند، این منبعی از استرس و ناخوشایندی خواهد بود.

اینکه در رابطه همیشه از دعوا پرهیز شود ، تقریبا غیر ممکن است چرا که دو فرد دقیقا مثل هم نیستند، بنابراین یادگیری این که چگونه با این دعواها باید مواجهه کرد، بخش جدایی ناپذیر از یک رابطه سالم است.

ارتباطات عملکردی منجر به درک بهتری بین شما و فرد مقابلتان است و ادراک این نکته ی کلیدی برای رابطه و پیوند موفق لازم است. معرفی گونه های مختلف از مشاوره و درمان به شما کمک می کند تا بدانید کدام نوع از مشاوره ازدواج برای شما بهتر است.

۱٫ روش گاتمن

روش مشاوره زوجین گاتمن سابقه ای بیش از سه دهه پژوهش و تمرین در مجموعه های کلینیکی با بیش از ۳ هزار زوج مورد بررسی دارد. روش گاتمن از تکنیک های مشاوره زوجین برای افزایش احساس، نزدیکی و احترام استفاده می کند. این تکنیک ها به شما کمک می کنند تا زمانی که حس می کنید در یک تگنا قرار گرفته اید، دعوا و مشاجره را حل کنید.

شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید تا همدیگر را درک کرده و بفهمید و در مورد مسائل و مشکلات با آرامش به بحث بپردازید. روش گاتمن در مشاوره زوج ها، نشان می دهد که چگونه نقشه های عشق را بسازید که به شما کمک می کند تا با به نقشه درآوردن نگرانی ها، استرس ها، تفریحات، امیدها و تاریخچه ی او، در مورد دنیای روانشناختی فرد مقابلتان یاد بگیرید.

علاقه و تحسین با توصیف احترام و تقدیر از همدیگر تقویت می شود. این روشی از مشاوره زوجین است که به شما اجازه می دهد تا نیازهای خود را بیان کنید و بر مدیریت دعوا بیش از حل دعوا تاکید دارد. شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید که صادقانه در مورد انگیزه ها و اعتقاداتتان صحبت کنبد.

صداقت و تعهد در یک رابطه بلند مدت و مادام العمر در این شیوه تقویت می شوند.

9 تکنیک برتر در مشاوره ازدواج بر اساس جدیدترین روشهای روانشناسی

۲٫ روایت درمانی

یکی از تکنیک های مشاوره زوجین، روایت درمانی است، که به دنبال جدا کردن مساله از فرد با استخراج مسائل مد نظر است.

درمانگر از شما خواهد خواست که مسائل و مشکلات خود را بصورت روایی تعریف کنید و سپس به شما کمک خواهد کرد که بخش های منفی از داستان را بازنویسی کنید.

با مشخص شدن مساله ای که خود فرد تشخیص نمی دهد اما چیزی است که فرد با آن درگیر می باشد، شما دید جدیدی به موقعیت خود خواهید داشت. روایت درمانی به شما کمک می کند تا به مساله از زوایای مختلف نگاه کنید:

زاویه فرهنگی،

سیاسی و اجتماعی.با بیان مسائل منفی در یک شیوه روایی،شما در داستان زندگی خود نقش پویایی خواهید داشت.

این پویایی قابلیت تغییر داستان را دارد. روایت درمانی به شما کمک می کند تا گذشته را کشف کرده و بخش های منفی را روشن سازید در حالی که اگر این رخ نمیداد مخفی باقی می ماندند. با کشف مفاهیم و رفتارها، شما به بینشی از حقایق دست خواهید یافت که شما و فرد مقابلتان را دچار مشکل می کرده اند.

بدین ترتیب، روش های جدیدی برای برخورد با مشکلاتتان بخصوص با بازنویسی روایت رابطه تان، پیدا خواهید کرد.

تست شخصیت شناسی عشق

۳٫ درمان زوجین با محوریت درمان عاطفی | مشاوره ازدواج آنلاین

درمان عاطفی در زوج درمانی، برای اولین بار توسط دکتر سوزان جانسون مطرح شد.

این نوع از مشاوره ازدواج برای اولین بار برای زوج ها بکار رفت اما بعدها ثابت شد که برای مشاوره خانواده نیز مفید می باشد. روش دکتر جانسون در سراسر دنیا در بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز خصوصی و مراکز آموزشی بکار می رود.

هرچند درمان با محوریت عاطفه در اغلب موارد مفید است، با این حال، اگر افسردگی مشکوک ناشی از ناآرامی های مربوط به رابطه باشد، باید به ویژه این درمان را مدنظر قرار داد. معمولا به عنوان یک رویکرد کوتاه مدت، درمان با محوریت عاطفه سه هدف عمده دارد:

شناخت  پاسخ های احساسی مهم را تقویت کرده و گسترش می دهد.

به دنبال تضمین یک پیوند محکم بین شما و فرد مقابلتان است. درمان در طول تعاملات موقعیت هرشریک جنسی را تغییر می دهد و تعاملات مفید و جدیدی را در مشارکت شما ایجاد میکند.

اثبات شده که در درمان با محوریت عاطفی، در بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد موارد، روابط از وضعیت مساله دار به وضعیت بازیابی رسیده اند.

۴٫ روانشناسی مثبت اندیشی در مشاوره ازدواج

روانشناسی مثبت بر احساسات، مهارت های فردی و توانایی های سازنده تاکید دارد تا این مفهوم را تقویت کند که شادی ناشی از عوامل مختلف مغزی و احساسی است.

روانشناسی مثبت به شما کمک می کند تا لحظات شاد را به محض اینکه رخ می دهند تشخیص دهید نه زمانی که آن لحظات گذشته اند و دید پس نگرانه دارید.

طی این نوع از درمان، شما یاد می گیرید تا بر احساسات مثبت متمرکز شوید و در لحظه و حال حاضر زندگی کنید. بسیاری از زوج ها روانشناسی مثبت را مفرح و رهایی بخش می بینند.

متخصصان معتقدند ادراک شادی را از حادثه ای به حادثه دیگر دیکته می کند. برخی از افراد احساسات خود را حین بروز تشخیص نمی دهند اما بعد از گذشت زمانی از آن حادثه که منجر به بروز احساس شده است، آن را به وضوح تشخیص می دهند.

در این تکنیک از هشدارها استفاده می شود. درمانگر به مراجعان هشدار می دهد تا به آنها یادآوری کند که تجاربی را که در حال حاضر دارند رکورد کنند. این تمرین به شما یاد می دهد تا از لحظاتی که به تجربه در می آیند، لذت ببرید.

منبع : مشاوره ازدواج

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

پرخاشگری همچون موجی در جامعه پخش می شود | ناکامی و پرخاشگری

۰

 

در این مقاله به عوامل ایجاد و تداوم پرخاشگری در جامعه پرداخته می شود تا شناخت کاملی از پرخاشگری ایجاد شود. یکی از عوامل ایجاد پرخاشگری ناکامی است، در حقیقت ناکامی نقش کلیدی و اساسی در ایجاد و تداوم پرخاشگری دارد.
ناکامی چیست؟

چنانچه خواسته های فرد با موانع و دشواری مواجه شود به نحوی که شخص نتواند به خواسته های خود برسد ناکامی ایجاد می شود.

به طور مثال فردی که نتوانسته به آرزوی خود که تحصیل در یک دانشگاه معتبر بوده برسد با کمبودها و محدودیت هایی در این مورد مواجه می شود و این محدودیت ها و ناکامی ها ممکن است باعث ایجاد خشونت و پرخاشگری در فرد شود.


احساس محرومیت و عدم برخورداری حاصل از ناکامی می تواند به پرخاشگری تبدیل شود.

شرایط دشوار باعث می شود که فردی که با ناکامی روبرو شده به تعارضات و ناآرامی های مختلف مبتلا شود به نحوی که احتمال متوسل شدن فرد به خشونت بالا می رود.

البته پرخاشگری در افرادی که ناکام نیستند هم به وجود می آید اما وجود ناکامی احتمال وجود و بروز پرخاشگری را افزایش می دهد.

هنگامی که فرد برای رسیدن به خواسته خود تلاش می کند، این خواسته بعضی از عوامل کامل کننده ی وجود او را تکمیل می کند و نرسیدن به آن موجب خشم شده و کنترل نکردن خشم باعث رفتارهای خشونت آمیز می شود.

به طور مثال کودکی که خواسته ها و نیازهایش به وسیله خانواده تامین نمی شود با ناکامی و رنجش مواجه می شد و این رنجش در طول زمان باعث ایجاد پرخاشگری می شود.

پرخاشگری همچون موجی در جامعه پخش می شود ناکامی و پرخاشگری
پرخاشگری بیش تر متوجه عوامل ایجاد کننده ی ناکامی خواهد بود

افرادی که بنا به دلایل به آرزوها و خواسته های نمی رسند مبتلا به ناکامی می شوند و این ناکامی باعث ایجاد احساس ناخواشآیند در آن ها می شود.

در حقیقت فرد ناکام توانایی تحلیل و شناخت درست را در یک سری موارد از دست می دهد و عوامل بیرونی را مسبب تمام مشکلات خود می دانند، بنابراین رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه نسبت به عوامل خارجی نشان می دهد.


کسب آگاهی و انتخاب رویکردهایی سازگارانه و گذران دروان ناکامی

همان طور که گفته شد افرادی که دچار ناکامی می شوند بیش تر احتمال دارد که رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهند.

اما لزوما هرکسی که به ناکامی بر می خورد رفتار پرخاشگرانه نشان نمی دهد.

یکی از نکات مهم در ارتباط با نوع بشر، قدرت انتخاب او است که او را از موجودات دیگر متمایز می کند. انسان مانند یک ماشین عمل نمی کند و نمی توان برای او دستور راهنما نوشت، او با توجه به شرایط تصمیم می گیرد و به شیوه ای که سازنده باشد عمل می کند.

منبع : پرخاشگری همچون موجی در جامعه پخش می شود

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

رابطه داغ دیدگی و افسردگی | افسردگی ناشی از مرگ عزیزان

۰

داغ دیدگی یا مرگ عزیزان و از دست دادن عزیزان می تواند یکی از عوامل ایجاد افسردگی باشد. حال سوال این است چگونه آن را تشخیص داده و درمان کنیم؟
رابطه داغ دیدگی و افسردگی

رابطه پیچیده ای میان این دو موضوع وجود دارد که باعث می شود باهم اشتباه گرفته شوند.

داغدیدگی ممکن است باعث افسردگی بشود ولی در اکثر موارد این اتفاق نمی افتد البته شخص داغ دیده ممکن است علائمی را نشان دهد که مانند افسردگی باشد.

هنگامی که کسی را از دست می دهیم افکار مربوط به خودکشی، سستی و بی حوصلگی و نگرانی در مورد گذشته کم تر رخ می دهد پس اگر این علائم را دارید بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید.

    اگر اعتصاب غذا کرده اید، نمی خوابید یا دوست دارید که به خودتان یا دیگران آسیب بزنید باید هرچه سریع تر به دکتر مراجعه کنید.

رابطه داغ دیدگی و افسردگی | افسردگی ناشی از مرگ عزیزان
غم و اندوه طبیعی است؟

غم مانند شاد یک احساس کاملا طبیعی است و نیازی ندارد که درمان شود غم و اندوه سه مرحله دارد.
مرحله اول غم، بی حسی است

 این احساس حتی ممکن است یک هفته هم طول بکشد شما احساس می کنید که نمی توانید نبود عزیزتان را بپذیرید و احساس می کنید که او زنده است حتی ممکن است نتوانید گریه کنید زیرا احساس می کنید که از نظر عاطفی کرخت شده اید.
مرحله دوم غم، سوگواری است

این مرحله بین یک هفته تا شش ماه طول می کشد ولی شدت آن به مراتب کاهش می یابد در این زمان اشتهای شما کم می شود و به شدت گریه می کنید. اضطراب شما در این دوره زیاد است و نمی توانید روی هیچ موضوعی بجز غم تمرکز کنید.

    در طول این دوره ممکن است احساس کنید به کسی که فوت شده توجه کافی نداشته اید و خود را مقصر بدانید.

حتی ممکن است درد جسمانی را هم تجربه کنید. در این دوره افراد زیادی می گویند که حضور مرده را در کنار خود احساس می کنند، صدای او را می شنوند یا حتی بوی او را احساس می کنند. این احساسات بسیار شبیه به توهم و افسردگی است ولی در این مرحله بسیارعادی است.
پذیرش واقعیت باید در مرحله آخر رخ دهد

این مرحله آخر است و پس از ماه ششم کم کم اتفاق می افتد. سوگواری فروکش می کند و فرد می پذیرد که باید به زندگی عادی خود بر گردد. این مرحله ممکن است طول بکشد.

منبع :  رابطه داغ دیدگی و افسردگی | افسردگی ناشی از مرگ عزیزان

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، ۳ بازدید ، بدون دیدگاه

ایوان پاولف، تعریف نظریه شرطی سازی کلاسیک پاولف

۰

یکی از دانشمندان بسیار تاثیرگذار در علم رفتارشناسی ایوان پاولف می باشد او بیشتر عمر خود درگیر بررسی و مطالعه فیزیولوژی بود.

ایوان پاولف در سن 50سالگی وارد حوزه یادگیری شد و در مورد مفهوم شرطی سازی کلاسیک به مطالعه پرداخت.

در سن 80 سالگی به کمک مفاهیم شرطی سازی کلاسیک مطالعه خود را در زیمنه بیماری های روانی آغاز کرد.

او در این سال ها بسیار تلاش کرد و در زمینه علمی به نتایج درخشانی رسید او توانست کتاب بازتاب های شرطی و روانپزشکی را منتشر کند.

کتاب های او بسیار مفید است و به روانپزشکی و روانشناسی کمک بسیاری می کند.

در این مقاله به بررسی زندگی نامه و دستاوردهای علمی ایوان پاولف می پردازیم تا بتوانیم با یک رویکرد درمانی جدیدی آشنا شویم.

زندگی نامه ایوان پاولف

ایوان پترویچ پاولف در سال 1894 در روسیه به دنیا آمد، پدر او یک کشیش مسیحی بود و او در ابتدای جوانی پدرش را الگوی خود قرار داد و تحت تاثیر پدرش قرار گرفت وتحصیلات مذهبی جهت کشیش شدن را آغاز کرد.

اما پس از مدتی به علم فیزیولوژی علاقه مند شد و به مطالعه در این حوزه مشغول شد او بیشتر عمر خود برای مطالعه علم فیزیولوژی گذراند.

ایوان پاولف در این زمینه بسیار رشد کرد و به موفقیت رسید او توانست در سال 1904 جایزه نوبل را برای پژوهش های خود در حوزه فیزیولوژی سیستم گوارش کسب کند.

او تا قبل از 50سالگی  در زمینه شرطی سازی هیچ مطالعه ای نداشته است و یک رویداد و اتفاق تصادفی باعث شد که او به این سمت کشیده شود.

ایوان پالف در زمینه شرطی سازی پژوهش های بسیاری انجام داد که باعث شد شهرت او به خاطر این پژوهش ها بیشتر شود.

او در سن 80 سالگی به مطالعه مفاهیم شرطی سازی در زمینه بیماری های روانی پرداخت و تلاش بسیاری در این زمینه کردند که منجر به انتشار کتاب بازتاب های شرطی و روانپزشکی در سال 1941 شد، این کتاب ها برای علم روانپزشکی بسیار کاربردی بود.

ایوان پاولف بسیار اهل پژوهش بود او در سن 87 سالگی و در خاک روسیه درگذشت.

ایوان پاولف و شروع مطالعات شرطی سازی

ایوان پاولف به طور یک اتفاق ناگهانی توانست با مقوله شرطی سازی آشنا شود و به مطالعه و بررسی آن پرداخت.

پاولف دستگاه گوارش عملی جراحی را روی یک سگ مورد مطالعه قرار داد و هنگامی که ترشحات از معده سگ از طریق لوله در بیرون بدن او ریخته و جمع آوری می شد وی به نکته جالبی رسید.

پاولف هنگامی که ترشحات معده حیوان را اندازه گیری می کرد در پاسخ به محرک هایی مانند گرد گوشت به این نتیجه رسید که سگ با دیدن غذا، باعث ترشح بزاق دهانش می شود.

او هنگامی که در آزمایشگاه می رفت متوجه می شد عواملی مانند حضور در آزمایشگاه و یا صدای پا باعث ترشح بزاق می شود.

پاولف ابتدا به این عکس العمل ها توجه کرد و پاسخ آن را تحت عنوان بازتاب روانی نامگذاری کرد اما او به عینیت گرایی اعتقاد ویژه ای داشت و به همین دلیل دوست نداشت در زمینه عوامل روانی که مرتبط با ذهن است پژوهشی را انجام دهد.

ولی همکارانش اصرار داشتند که او در زمینه شرطی سازی و کاربرد آن در روانپزشکی پژوهش هایی را انجام دهد و به همین دلیل او پژوهش ها را آغاز کرد و در این زمینه موفق شد.

پژوهش های او باعث شد تا روشی برا ی درمان بیماری های روانی پیدا شود.

تعریف شرطی سازی از زبان پاولف

پاولف مفهوم بازتاب روانی یا همان پاسخ شرطی را در سال 1955 برای مخاطبشان بیان کرد و آن ها را با این ویژگی ها آشنا ساخت.

در زیر جملاتی به نقل از پاولف در کتاب های مختلف نظریه های یادگیری به عنوان تعریفی از شرطی سازی بیان شده است.

"من دو آزمایش ساده را که می‌توانند به وسیله هرکسی با موفقیت انجام شوند ذکر می‌کنم.

ما یک محلول رقیق از نوعی اسید را به صورت خوراکی به دهان سگ می‌ریزیم، اسید به طور طبیعی یک واکنش دفاعی را در حیوان برمی‌انگیزد.

او با حرکت شدید دهان، محلول را بیرون می‌ریزد و در همان حین مقدار زیادی بزاق در درون و بیرون دهان ترشح شده که باعث رقیق شدن اسید و شست و شوی مخاط دهان می‌گردد.

حال به آزمایش دوم می‌پردازیم، درست پیش از ریختن محلول اسید به دهان حیوان، چندین بار او را از طریق یک عامل بیرونی نظیر صدایی مشخص تحت تأثیر قرار می‌دهیم.

بعد چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ با تکرار صدا به تنهایی همان واکنش‌ها از جمله حرکات شدید دهان و ترشح بزاق به طور کامل تکرار می‌شوند".

پاولف به طور واضح تعریف شرطی سازی را بیان کرد.

تاثیر ایوان پاولف بر علم روانشناسی و روانپزشکی

بر اساس تحقیقات انجام شده بسیاری از اختلالات روانی و عادت های بد به دلیل شرطی شدن مغز به وجود می آید.

به عنوان مثال ترس های غیرمنطقی از اشیا وحیوانات و یا موقعیت ها و فوبیاها بیشتر برای درمان آن از شرطی سازی کلاسیک استفاده می کنند و شرطی سازی برای مفهوم بندی و برنامه ریزی برای مداخلات درمانی به کار می رود.

مثلا ترس ازآمپول را در نظر بگیرید کودکانی که از آمپول می ترسند با دیدن هر چیزی مانند آمپول نمایان گر درد باشد حس ترس به سراغشان می آید و نسبت به محرک های دیگر تزریق هم پاسخ ترس افراطی در انسان ها به وجود می آید.

درمانگر برای درمان این اختلال از تکنیک های رفتاری نظیر خاموشی استفاده می کنند.

در جریان خاموشی محرک شرطی انجام می شود اما بدو اینکه پاسخی غیر شرطی مانند درد ارائه شود و همین باعث می شود تا فرد به مرور زمان شرطی زدایی شود و ترس او از بین برود و بهبود یابد.

روانشناسان و درمانگران برای درمان این بیماران سعی می کنند پاسخ های مثبت تری را جایگزین پاسخ های قبلی کنند تا فرد بتواند سریع تر بهبود یابد و به این ترتیب به درمانجو کمک بسیاری می کنند.

درمانگر می تواند با تکنیک هایی مانند ریلکسیشن و تنفس آگاهانه شخص را آرام کند و آموزش های لازم را برای او بیان کند.

سوالات متداول

از مفاهیم مطرح شده در نظریه یادگیری پاولف و شرطی سازی کلاسیک بیشتر در چه زمینه هایی استفاده می شود؟

امروزه نظریه پاولف کاربردهای بسیاری دارد و در زمینه های مختلف از جمله روانشناسی تربینی، آموزش و پرورش، فرمول بندی اختلالات روانی و رفتار درمانی یا همان مداخلات درمانی مورد استفاده قرار می گیرد.

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

مشاوره ی فرزند پروری

۰

فرزند پروری

خانواده اولین و مهمترین کانون پرورش صحیح و شکوفایی استعدادهای کودکان است.

شیوه های فرزند پروری والدین نقش مهمی در رشد و نمو روانی – اجتماعی ، ارتباطات خانوادگی، موفقیتهای تحصیلی، توانایی تصمیم گیری و اعتماد به نفس فرزندان دارد.

در واقع سبک فرزندپروری والدین است که مشخص می کند فرزندان در آینده، فرد موفقی باشند یا خیر.

به طور کلی 4 نوع سبک فرزند پروری وجود دارد که والدین گاه، آگاهانه و گاه، ناآگاهانه از آنها برای تربیت فرزندشان تبعیت می کنند.

سبک های فرزند پروری

  • مستبدانه
  • سهل گیرانه
  • طرد کننده
  • مقتدرانه

در سبک فرزند پروری مستبدانه والدین اهمیت زیادی به نظم و ترتیب می دهند و قوانین دقیق و مشخصی برای فرزندان تعیین می کنند و در واقع بصورت خشک و انعطاف ناپذیری با فرزندان خود برخورد می کنند. تمرکز والدینی که سبک مستبدانه دارند بر روی اطاعت است و نسبت به احساسات و هیجانات فرزندشان بیش از حد بی توجهند. فرزندان چنین والدینی در آینده، معمولا اعتماد به نفس پایینی دارند، پرخاشگر و کینه جو هستند، دروغ و پنهانکاری زیادی دارند و به جای حل مشکلات به صورت منطقی به صورت پرخاشگرانه و هیجانی رفتار می کنند.

سبک فرزند پروری سهل گیرانه نقطه مقابل سبک مستبدانه است. والدینی که چنین شیوه ی تربیتی را پیش می گیرند هیچگونه قانونی برای فرزندان خود وضع نمی کنند، بیش از حد مهربانند، سعی می کنند بدون توجه به خواسته های کودک و درست یا غلط بودنش، خیلی سریع آنها را به جا آورند. این والدین بیش از حد به احساسات و هیجانات کودک پاسخ می دهند. این والدین برای فرزندانشان گوش شنوای خوبی دارند ولی تلاشی برای اصلاح رفتار کودک نمی کنند. انتظاراتی از فرزند خود ندارند و یا انتظاراتشان در حداقل ممکن است. کمبود اعتماد به نفس، مشکل در بازداری هیجانی و کنترل رفتار از جمله مشکلات آینده ی چنین فرزندانی است.

والدین طرد کننده بیشترین ضربه را به فرزندان خود وارد می کنند، به این دلیل که نه تنها وقت و انرژی زیادی برای هدایت و اصلاح فرزند خود نمی گذارند بلکه رقبت و توجه زیادی هم به فرزندان خود نشان نمی دهند. در واقع نه قانونی وضع می شود و نه به نیازها و احساسات کودک توجهی می شود. والدین افسرده و مبتلا به اختلالات روانی بیشتر این سبک تربیتی را دارند که باعث می شوند کودکان در آینده مشکل در خود ارزشمندی و حرمت نفس داشته باشند، دارای کمبود اعتماد به نفس باشند و به دلیل ترس از طرد شدن توسط اطرافیان، با دیگران به خوبی ارتباط برقرار نکنند یا به نوعی شخصیت اجتنابی داشته باشند.

سبک فرزند پروری مقتدرانه، شیوه ی تربیتی است که تا حد زیادی سلامت روان و رشد مناسب کودکان را تضمین می کند. در این سبک والدین برای ایجاد و حفظ رابطه ی مثبت با فرزندشان تلاش می کنند و در عین حال که قوانینی را برای شیوه ی تربیتی فرزندان وضع و اجرا می کنند به احساسات فرزندشان توجه می کنند و جهت جلوگیری از مشکلات رفتاری وقت و انرژی زیادی می گذارند، که همه ی این عوامل باعث می شود فرزندانی مستقل و مسئولیت پذیر تربیت کنند. این فرزندان در آینده گرایش به شادی و موفقیت زیادی دارند و همچنین در بیان احساسات و نظرات خود به راحتی رفتار می کنند، یعنی توانایی ابراز وجود دارند.

حال با توجه به تبعات سبک های فرزند پروری مستبدانه و سهل گیرانه و طرد کننده و اهمیت سبک فرزند پروری مقتدارانه، نیاز است که سعی کنیم شیوه ی تربیتی مقتدارانه را برای تربیت فرزندانمان بکار ببریم.

ما در این مقاله اطلاعاتی را در مورد چگونگی اجرای سبک فرزند پروری مقتدرانه خواهیم داد:

  • با همسرتان هماهنگ باشید

اولین و مهمترین نکته برای داشتن سبک فرزند پروری مقتدرانه این است که زن و شوهر در مورد تربیت فرزنشان با یکدیگر هماهنگ باشند و اهداف مشترکی داشته باشند و در مورد وضع قوانین با یکدیگر توافق داشته باشند و در این راستا یکدیگر را همراهی کنند. والدین موفق فرزند پروری را کاری گروهی می دانند و تربیت فرزند را فقط بر عهده ی یک نفر نمی گذارند و مهمترین مسئله این که برای جلوگیری از مشاهده ی رفتار متعارض والدین توسط کودکان، در مقابل هر رفتار کودک، واکنشی در یک راستا از خود بروز می دهند.

  • قوانین انضباطی قاطع وضع کنید

با مشخص کردن قوانین واضح و منطقی و پایبند بودن به این قوانین، سعی کنید رفتار درست را به فرزند خود آموزش دهید . زمانی که والدین از نظمی قاطعانه استفاده می کنند فرزندان نیز مسئولیت پذیری و کنترل رفتارهای خود را یاد می گیرند. بنابراین سعی کنید در مورد قوانینی که می گذارید صریح باشید و دلایل خود را برای آنها توضیح دهید.

  • پیامدهای رفتاری که مشخص می کنید حتما اجرا کنید

ممکن است به فرزند خود بگویید که اگر با دوستانت مهربان باشی و اسباب بازی هایت را به آن ها هم بدهی آخر هفته تو را به سینما می بریم (استفاده از تشویق به منظور افزایش رفتار مثبت یعنی تعامل سازنده با همسن و سالان)، یا اینکه به فرزند خود بگویید اگر اسباب بازی هایت را بعد از بازی جمع نکنی به تو اجازه نمی دهم امروز تلویزیون تماشا کنی (استفاده از تنبیه جهت حذف رفتار منفی یعنی جمع نکردن اسباب بازی ها). در صورت وضع کردن پیامدهای رفتاری (چه تشویق و چه تنبیه) حتما به آنها پایبند باشید و آنها را اجرا کنید تا کودکان صحبت ها و حرف های شما را جدی بگیرند.

  • در دسترس باشید

در دسترس بودن به این معنی نیست که شما هر لحظه و همیشه کنار فرزند خود باشید و به نیازهای خود توجهی نداشته باشید بلکه به این معنی است که زمانی که کودک به توجه و مراقبت و محبت شما نیاز دارد به راحتی بتواند به شما دسترسی داشته باشد. هنگامی که کودک به شما نزدیک می شود بهتر است برای لحظه ای، کار خود را متوقف کرده و زمانی را با او بگذارید.

  • شنونده ی خوبی باشید و به نیازها و احساسات فرزندتان توجه کنید

زمان هایی پیش می آید که ممکن است فرزند شما به علت بیماری یا عوامل محیطی دچار تنش و بی قراری شده باشد و یا در مورد احساساتش دچار تناقض شده، سعی کنید در این زمان ها شنونده ی خوبی برای فرزندان خود باشید، در مورد نیازها و احساسات فرزندتان با او صحبت کنید.

  • به نظرات فرزند خود اهمیت بدهید

سعی کنید در موارد متعدد نظر فرزندتان را بپرسید و برای نظرات او ارزش قائل شوید و به او این حس را منتقل کنید که نظراتش برای شما مهم و ارزشمند است. این کار به فرزند شما احساس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی می دهد. همچنین سعی کنید به فرزندتان اجازه دهید در تصمیم گیری های کوچک نقش داشته باشد مثلا در انتخاب لباسش از او نظرش را بپرسید، با این کار شما به فرزندتان می آموزید که به تدریج مسئولیت تصمیم های خود را بر عهده بیرید.

  • مسئولیت های کوچک را به او واگذار کنید

با دادن مسئولیت های کوچک و متناسب با سنش مستقل بودن را به فرزندتان آموزش دهید. مثلا در چیدن میز غذا از او کمک بخواهید و بعد از تمام شدن کار به او بگویید که کمک کردن او چقدر در روند کار تاثیر داشته، این کار در عین حال که باعث افزایش اعتماد به نفس و توانمندی فرزدتان می شود سبب می شود فرزند شما کار گروهی را نیز یاد بگیرد و بفهمد کمک کردن به دیگران چقدر می تواند مفید باشد.

  • از فرزند خود انتظارات واقع بینانه داشته باشید

سعی کنید از فرزند خود متناسب با سنش انتظار داشته باشید و از مقایسه کردن فرزند خود با دیگر فرزندان و کودکان خودداری کنید. در صورت مشاهده ی تاخیرات رشدی در فرزندتان صبور باشید و تفاوت های فردی را در کودکان در نظر بگیرید و این نکته را در نظر بگیرید که کودکان برای انجام هر کاری نیاز دارند که از قبل آمادگی لازم را برای انجام آن کار به دست بیاورند، ولی اگر این تاخیرات بیش از حد طولانی شد حتما به روانشناس کودک مراجعه کنید.

  • وقت هایی را برای تعامل مثبت و بازی با کودک اختصاص دهید

به فرزند خود محبت کنید و از در آغوش گرفتن فرزندتان، تماس چشمی، لبخند، نوازش و بیان جمله ی دوستت دارم از فرزندتان در طول روز غافل نشوید، به تفریحات کودک اهمیت بدهید و سعی کنید زمان هایی را به بازی با فرزندتان اختصاص دهید.

  • از خود مراقبت کنید

سعی کنید در عین حال که نسبت به نیازهای کودک حساس هستید، به نیازهای خودتان نیز توجه کنید و مراقب سلامت جسمی و روانی خود باشید . متمرکز شدن صرف بر روی فرزندان همانطور که برای والدین آسیب زاست به نفع کودک نیز نیست، چون کودکان قبل از هرچیز به والدینی دارای سلامت روان احتیاج دارند. از جمله راه های مراقبت از خود: داشتن فعالیت های لذت بخش روزانه، داشتن انتظارات واقع بینانه از خود، ورزش کردن، دنبال کردن اهداف، مقایسه ی خود با افکار و باورهای معقول، ریلکسیشن روزانه

  • الگوی مناسبی برای فرزندتان باشید

فراموش نکنید که شما زمانی می توانید سبک فرزند پروری درستی داشته باشید و فرزندان خود را به خوبی تربیت کنید که خودتان رفتار درستی داشته باشید، زمانی می توانید فرزند شادی تربیت کنید که خودتان روحیه ی مثبتی داشته باشید، آموزش نظم به فرزندتان زمانی امکان پذیر است که خودتان به آن مقید باشید و در نهایت اینکه کودکان با مشاهده ی شما شیوه ی درست رفتار کردن را می آموزند بنابراین سعی کنید الگوی مناسبی برای فرزند خود باشید.

چیزی که مهم است توجه به این نکته است که تربیت و پرورش فرزندان کار بسیار سختی است، گاهی ممکن است والدین در امر تربیت فرزند خود دچار درماندگی شوند و ندانند با یک مسئله ی خاص در مورد فرزند چگونه رفتار کنند که در این راستا کمک گرفتن از مشاور و روانشناس کودک امری لازم محسوب می شود، بنابراین در این مواقع مراجعه به مشاور را در برنامه های خود قرار دهید.

مشاوران ما در مرکز مشاوره ی مشاورانه در زمینه ی فرزند پروری، به صورت تخصصی،شما را یاری خواهند کرد.

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه

مشاوره ی خیانت زناشویی

۰

ازدواج مقوله ی بسیار رایجی است که بسیاری از نیازهای انسان از جمله نیاز به تعلق خاطر و دوست داشته شدن، همچنین نیازهای جسمانی و عاطفی افراد بوسیله ی آن ارضا می شود، ولی گهگاه زندگی مشترک با مسائلی مانند خیانت دست به گریبان می شود.

خیانت زناشویی از جمله عواملی است که سلامت خانواده را با چالش هایی مواجه کرده و مهمترین عامل تهدید کننده ی عملکرد، ثبات و تداوم رابطه ی زناشویی است.

خیانت زناشویی چیست؟     

اگر بخواهیم خیانت زناشویی را تعریف کنیم می توانیم اینگونه بگوییم که:

برقراری هرگونه روابط عاطفی، جنسی یا هر دو، خارج از چهارچوب روابط زوجین که به برقراری درجاتی از صمیمیت عاطفی یا جنسی با فردی غیر از همسر منجر می شود.

به طور کلی هر نوع رابطه ی پنهانی با جنس مخالف می تواند خیانت محسوب شود، از این جهت که شما مطمئن هستید اگر همسر شما محتوای مکالمه ی شما با این شخص را ببیند رنجیده خاطر می شود، بنابراین پنهانکاری می کنید و این کار نوعی خیانت محسوب می شود.

به خیانت زناشویی، رابطه ی فرازناشویی نیز می گویند.

انواع خیانت:

خیانت عاطفی که در آن فرد رابطه ای احساسی را با شخص سوم شخصی برقرار می کند.

خیانت جنسی که در آن فرد رابطه ای جنسی را با فردی خارج غیر از همسر خود برقرار می کند.

خیانت جنسی – عاطفی که در آن فرد با شخصی غیر از همسر خود هم رابطه ی احساسی و هم رابطه ی جنسی برقرار می کند.

خیانت مجازی که در آن فرد با افرادی در فضای مجازی به صورت پنهانی از همسر خود چت و گفت و گو می کند.

 

دلایل خیانت چیست؟

اینکه یکی از زوجین یا هر دوی آنها، در زندگی مشترک تعهد به شریک زندگی را زیر پا بگذارند و راه خیانت را در پیش گیرند به دلایل مختلفی بستگی دارد که این دلایل به سه دسته ی کلی تقسیم می شوند: عوامل بیرونی، مشکلات عاطفی و ارتباطی زوجین، ویژگی های فردی

  • عوامل بیرونی

از جمله عوامل بیرونی که زمینه ساز خیانت زوجین به یکدیگر می شود فشار و استرس های روزمره است.

همچنین عواملی که باعث کم ارزش شدن یا بی ارزش شدن رابطه ی زوجین می شود مانند: تزلزلات فرهنگی و رسانه های ماهواره ای که سعی می کنند خیانت کردن را امری عادی جلوه دهند، تفریح ها و محیط ها و شرایط شغلی که در آن به اصول اخلاقی پایبند نیستند.

تاثیرات منفی فضای مجازی نیز از جمله عوامل بیرونی زمینه ساز خیانت هستند.

  • مشکلات عاطفی – ارتباطی زوجین

مشکلات ارتباطی زوجین از جمله اختلاف ها و تعارض های زناشویی و عدم توانایی در حل این مشکلات

سرزنش و تحقیر کردن یکدیگر

عدم علاقه ی یکی از زوجین یا هر دوی آن ها به یکدیگر

رابطه ی عاطفی و صمیمیت ضعیف بین زوجین

بی توجهی به نیاز های یکدیگر

کیفیت پایین روابط جنسی زوجین و سردمزاجی یکی از زوجین

  • ویژگی های فردی

اگرچه هیچ توجیه منطقی برای خیانت وجود ندارد و حتی با وجود عوامل ذکر شده باز هم دلیلی برای خیانت وجود ندارد و بهتر است به جای پاک کردن صورت مسئله و خیانت کردن به همسر، زوجین سعی در حل مشکلات خود داشته باشند و در صورت حل نشدن مشکل ابتدا از هم جدا شوند و بعد ه سراغ فردی دیگر بروند، ولی به عنوان مثال اگر شما بشنوید زن و مردی در زندگی مشترک بسیار با یکدیگر اختلاف دارند و رابطه ی سردی با یکدیگر دارند و به هم خیانت می کنند، خیانت این افراد به یکدیگر برای شما پذیرش بیشتری دارد، ولی گاهی می شنوید که فرد با وجود اینکه مشکل خاص و لاینحلی در زندگی ندارد باز هم به همسر خود خیانت می کند، که در اینصورت از خیانت این فرد ممکن است بسیار متعجب شوید و به دنبال یافتن پاسخ این سوال و علت آن باشید.

در پاسخ به این سوالتان باید گفت که بعضی از افراد به طور کلی ویژگی های فردی و شخصیتی دارند که موجب می شود به همسر خود خیانت کنند:

این افراد بازداری ضعیفی دارند.

هیجان خواهی و تنوع طلبی بالایی دارند.

روابطشان حد و مرز مشخص و تعریف شده ای ندارد.

و گاهی دچار اختلالات شخصیتی نیز هستند که موجب می شود به چیزی پایند نباشند، که در اینصورت نیاز است که فرد حتما به روانشناس بالینی مراجعه کند و برای درمان خود اقدام کند.

خیانت باعث چه نشانه هایی در همسر خیانت دیده می شود؟

  • آسیب به عزت نفس

فردی که همسرش مرتکب خیانت شده، اغلب احساس می کند که عزت نفسش زیر سوال رفته است.

  • افسردگی و اضطراب

بعد از مورد خیانت واقع شدن از سوی همسر، افراد معمولا دچار احساس خشم و شوک می شوند و در بسیاری از مواقع نشانه های افسردگی و اضطراب را از خود نشان می دهند.

  • بدبینی

یکی دیگر از اتفاقات شایعی که پس از مورد خیانت واقع شدن دیده می شود بدبینی نسبت به جنس مخالف است. در پی خشم و نفرتی که فرد خیانت دیده احساس می کند، بیزاری از هرگونه ارتباط با دیگران در فرد بوجود می آِید.

  • ناامیدی و حذف ارزشهای شخصی

فرد ممکن است به طور کل نا امید شود و همچنین برای ارزشهای شخصی خود هیچ ارزشی قائل نشود.

 نیاز است که نسبت به این نشانه ها آگاه بود و قبل از هر تصمیمی مبنی بر ادامه یا قطع زندگی مشترک از یک روانشناس در این مسیر کمک گرفت.

         آیا می شود همسر خیانت کار را بخشید؟

بخشیدن همسر خیانت کار به عوامل متعددی بستگی دارد که مهمترین آن ها ابراز پشیمانی همسر خیانت کار و تلاش برای جبران اشتباهات است.

جبران اشتباهات فقط نباید به صورت کلامی باشد و فرد فقط به زبان بیاورد که اشتباهاتش را جبران می کند بلکه نیاز است که برای جبران اشتباهاتش تلاش کند. از جمله کارهایی که نیاز است انجام دهد:

  • قبول کردن اشتباه
  • قطع کردن کامل ارتباط با نفر سوم رابطه
  • اطمینان دادن مکرر به همسر مبنی بر عدم خیانت
  • گذراندن مدت زمان بیشتر با همسر
  • صادق بودن با همسر
  • صبوری کردن و فرصت دادن به همسر برای بخشش
  • درک احساسات منفی همسر و تلاش برای رفع آن ها از طریق گوش دادن به این احساسات

در این بین فردی که از همسر خود خیانت دیده نیز، باید سعی کند بیش از حد بر جزییات رابطه ی همسرش تمرکز نکند ودر مورد آن سوال های زیادی نپرسد.

بعضی از افراد بعد از آگاهی از خیانت همسرشان سعی می کنند به طور کامل ازویژگی های ظاهری و شخصیتی آن فرد، نوع رابطه ی آن دو و شدت رابطه به طور کامل مطلع شوند، ولی این کار اشتباه است و باید سعی شود از این کار خودداری کرد، به این دلیل که این کار باعث می شود فرد دچار نشخوار فکری شود و مدام خودش را با شخصی که همسرش با او در ارتباط بوده مقایسه کند و اعتماد به نفس وی کاهش یاید، بنابراین بسیار مهم است که از این کار خودداری شود.

 

همچنین در صورتی می توان امیدوار بود که زندگی مشترک جان دوباره بگیرد و روابط زوجین بعد از خیانت بهبود یابد که:

  • هر دوی آن ها انگیزه ی کافی برای حفظ زندگی مشترک داشته باشند.
  • با یکدیگر صادق باشند و در مورد مشکلاتشان با یکدیگر صحبت کنند.
  • هر کدام سهم خود را در رخ دادن خیانت بپذیرند.
  • هر دو مهارت لازم برای شناخت و ارزیابی بحران و علت یابی آن را داشته باشند.
  • در نهایت به دنبال مداخلات درمانی و کمک گرفتن از مشاورباشند.

مشاور چه کمکی می تواند به ما بکند؟

مشاور می تواند با آگاه کردن فرد در مورد ابعاد مهم و بررسی و تحلیل مسائل مهم زندگی مشترک و عوامل فردی هر دو و بررسی نتایج احتمالی، به تصمیم دقیق تر فرد کمک کند.

در جلسات مشاوره چه می گذرد؟

  • برسی ابعاد زندگی مشترک با همسر
  • بررسی نقاط قوت و ضعف شخصیتی هر دو
  • کمک به همسر آسیب دیده
  • تحلیل و علت یابی مشکلات با همسر
  • تلاش برای بازسازی اعتماد بین زوجین از طریق درمان شناختی – رفتاری (CBT)

البته گاهی ممکن است مشاور با بررسی های لازم به این نتیجه برسد که ادامه ی زندگی مشترک تصمیم درستی نیست و افراد را در مورد این مسئله آگاه کند ولی در نهایت تصمیم گیرنده ی اصلی خود افراد هستند و مشاور در این مسیر فقط نقش راهنما و روشن کردن مسائل برای افراد را دارد.

مشاوران ما، در مرکز مشاوره ی مشاورانه آماده ی ارائه ی خدمات روانشناختی در زمینه ی مسائل زناشویی و خیانت زناشویی شما را یاری خواهند کرد.

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، ۴ بازدید ، بدون دیدگاه

گشتالت درمانی

۰

تعریف گشتالت

گشتالت واژه ای آلمانی است، نامی که برای آن هیچ معادل انگلیسی مطلقی وجود ندارد.

دقیق ترین ترجمه از آن عموما با الگو، ترکیب، شکل و پیکر بندی مطابقت می کند.

گشتالت درمانی

گشتالت درمانی روشی پدیدار شناختی و مبتنی بر رویکرد وجودی است که بر روی عواملی مانند تجارب انسان، مسئولیت افراد، توانایی آن ها برای تامین تجارب زمان حال و نیز تجارب مراجع و درمانگر تاکید می کند.

گشتالت درمانی یک رویکرد است که بر رشد، هشیاری و محتوای هشیاری تاکید دارد که این به معنای تمرکز بر آگاهی در ارتباط با خود، دیگران و جهان است.

فرض بنیادی گشتالت درمانی آن است گه اگر افراد از از آنچه در اطرافشان می گذرد کاملا آگاه باشد، قابلیت «خود گردانی» در محیط خویش را دارند و درمان زمینه ی مناسبی را برای آگاهی و فرآیند تماس برقرار کردن فراهم می کنند.

مفهوم اصلی در گشتالت درمانی

مفهوم اصلی در گشتالت درمانی این است که شخص یک «کل سازمان یافته» و نه مجوعه ای تکه تکه از هیجانات، شناخت ها و رفتارها است.

در عین حال انسان ها نه تنها باید از خود آگاه شوند بلکه باید بفهمند چطور به خودشان لطمه می زند.

این آگاهی نیز با بیان آنچه هم اکنون احساس می کنند ایجاد می شود و آن هم لحظه به لحظه حاصل می شود.

واژگان و اصطلاحات در گشتالت درمانی

  • اضطراب

در گشتالت درمانی، اضطراب، نوعی صحنه هراسی در نظر گرفته می شود، که هر فرد به دلیل تمرکز بیش از حد بر وقایع آینده دچار می شود.

  • رشد

رشد در این رویکرد، به معنای حرکت از حمایت های شخصی است.

رشد مختص به فرد نیست بلکه در ارتباط با محیط و محیط در ارتباط با فرد رشد می کند.

  • آگاهی

این واژه به معنی آگاهی فرد از ارتباط خود و دیگران و جهان است . بهترین حالت، آگاهی، دانش یا حس غیر کلامی است که در اینجا و اکنون اتفاق می افتد.

  • خویشتن

مفهوم خویشتن در گشتالت درمانی عبارت است از فرآیندی که ساختار نهاد، خود و شخصیت را در بر می گیرد.

  • انطباق

فرآیندی است که بدان وسیله فرد، محدودیت هایی را که در آن زندگی می کند را کشف کرده و خود را از غیر خود تمیز می دهد.

  • پرخاشگری

ابزار ارگانیسم نه برای نابودی بلکه برای غلبه بر مقاومت و تماس با محیط برای ارضای نیازهایش

  • کسب موافقت

فرآیندی که در آن مردم شخصیت خود را تقسیم کرده و نوعی خودانگاره به وجود می آورند.

یعنی تصوری از خود که بر اساس معیارهای بیرونی است.

  • خشم معطوف به خود

فرآیندی که بدان وسیله بعضی از کارکردهایی که اصولا از جانب فرد به سوی دنیای بیرون هدایت شده بودند مسیر خود را تغییر داده و به سوی سرچشمه و منشا بر می گردند.

  • خود

فرآیند خلاقی است که فرد را به سوی رفتار خود شکوفایی هدایت می کند.

ویژگی اصلی خود، شکل دهی و تمایز گشتالت است.

  • خودگردانی ارگانیسمی

هر ارگانیسمی سعی دارد به وسیله ی کامروا سازی یا حذف نیازهای به وجود آمده به تعادل حیاتی برسد.

  • درون فکنی

پذیرش مفاهیم، معیارهای رفتار و ارزش های دیگران بدون انتقاد است.

شخصی که همیشه درون فکنی می کند، نمی تواند شخصیت خود را رشد دهد.

  • زمینه

بخشی از زمینه ادراکی که (شکل) نباشد، عنوان زمینه شناسایی می شود.

همراه کردن شکل و زمینه گشتالت را تشکیل می دهد.

  • شکل

چیزی است که در مرکز آگاهی همراه با دقت و توجه قرار دارد.

یعنی آنچه که شخص در حال حاضر بدان توجه می کند.

  • فرافکنی

فرآیندی است که بدان وسیله فرد اجزای شخصیت خود را که قادر به شناخت آن ها نیست یا از شناخت آن ها امتناع می ورزد را به دنیای خارج نسبت می دهد.

  • قدردانی

افراد از طریق قدر دانی خود را کشف می کنند.

قدر دانی شخصی، کودکان را بوسیله ی رشد حس خود و تقدیر از وجود خود هدایت می کند.

تکنیک های گشتالت درمانی

یک گشتالت به معنای کامل کردن چیزی است که بنیانگذاران این رویکرد، آن را یک نیاز ارگانیسمی می نامند.

وقتی یک نیاز ارضاء می شود، گشتالت آن کامل می شود و فرد آزاد است تا به سراغ پرداختن به نیاز تازه ای برود، زیرا وقتی یک گشتالت کامل می شود فضایی باز می شود تا نیازهای تازه ای پدیدار شوند. مراجعان معمولا زمانی برای درمان مراجعه می کنند که در واکنش به شرایط و میدانی (زمینه ای) تغییر یافته، شیوه های متداول آن ها برای سازگاری خلاق کارایی ندارد.

یکی از مهم ترین وظایف گشتالت درمانگر بالابردن آگاهی مراجع است.

آگاهی پیرامون نحوه تفکر و احساس، چگونگی رفتارکردن، آگاهی به آنچه در بدن جریان دارد و اطلاعات مربوط به ادراک، آگاهی از نحوه برقراری ارتباط خود، رابطه اش با افراد دیگر، تاثیری که بر محیط اطراف میگذارد و متقابلا اثری که محیط براومیگذارد.

 در کلی ترین روش مشاور سعی میکند تا موارد زیررا ترغیب کند:

  • تشدید وگسترش آگاهی از تجربه درحال انجام
  • هدایت یا تمرکز آگاهی برمسائل پراهمیت قلمدادشده یا اجتناب شده
  • ماندن در اینجا و اکنون

قواعد موردنظر در گشتالت درمانی به شرح زیر هستند:

  • قاعده زمان حال

 دراین قاعده،  رفتار و احساسات مراجع در زمان حال و موقعیت های جاری مورد تاکید قرار می گیرد و از زمان حال استفاده می شود.

  • قاعده استفاده از پیوستارآگاهی

که در آن مراجع ذهن خود را به جای آنکه به «چرا» معطوف دارد به استفاده از «چه» و «چگونه» معطوف می دارد و دقیقا به احساسات خود می پردازد.

  • قاعده تبدیل سوالات به اظهارنظر

دراینجا اگر مراجع سوالی مطرح کند، مشاور یا درمانگر از او میخواهد تا سوال خود را به صورت یک اظهارنظر ارائه دهد، زیرا برای مقاصد زیادی و ازآن جمله برای امتناع مراجع از کشف واقعیت و حفظ حالت کودکانه و حمایت محیطی به کار گرفته می شود.

  • طرح ها
  • طرح کاریا موضوع ناتمام

 دراینجا هرموقع که مراجع کار یا موضوع ناتمامی داشته باشد، از او خواسته می شود آن را به پایان برساند و تمام کند.

  • طرح پذیرش مسوولیت

 در این طرح از مراجع خواسته می شود تا برای هریک از رفتارهایش اعلام قبول مسوولیت کند.

برای مثال بگوید «من آگاهم که پایم را حرکت می دهم و من مسوولیت آن را می پذیرم».

  • طرح داشتن یک راز

در این طرح به مراجع آموخته می شود رازی را پوشیده نگه دارد و تصور کند دیگران چه واکنشی نسبت به آن خواهند داشت. در این حالت کم کم دلبستگی او به این راز روشن خواهد شد و احساسات گناه و شرمساری او کشف خواهد شد.

  • طرح به عمل درآوردن فرافکنی

 زمانی که مراجع ادراکی را بیان میکند که موید یک فرافکنی است، از او خواسته می شود تا نقش شخصی را که در این فرافکنی وجود دارد بازی بکند و بدین ترتیب کشمکش خود را در این زمینه کشف کند.

  • طرح بزرگ نمایی و اغراق یا طرح تکرار

 در این طرح از مراجع خواسته می شود تا رفتار یا بیانی را چندین مرتبه تکرار کند و حتی در برخی موارد رفتار را به رقصی تبدیل کند و یا صدا را بلندتر و موکدتر کند تا بدین وسیله به خودآگاهی برسد.

  • طرح صندلی خالی

 زمانی که موضوع ناتمام با فرد دیگری ارتباط دارد، باید مراجع را تشویق کرد تا از طریق گفت وگو و بحث با آن فرد موضوع ناتمام را کامل کند.

چنانچه فرد، دیگر حضور نداشته باشد، توصیه می شود که مراجع با به کارگیری یک صندلی خالی به ایفای نقش با طرف غایب بپردازد و حتی پاسخ های احتمالی او را نیز بیان کند.

ایفای نقش با طرف غایب این ارزش را دارد که مشاور در می یابد که به هنگام مواجهه مراجع با دیگران چه اتفاقی میفتد و عکس العمل مراجع درقبال آنها چیست.

  • طرح صندلی داغ

این روشی است که بدان وسیله شخصی در گروه داوطلب می شود تا با مشاور کار کند و به شناخت احساسات و عواطفش در زمینه موضوعی که در گذشته اتفاق افتاده است نایل آید و آن را تجربه کند.

در این شیوه مراجع برروی یک صندلی، که در مرکز گروه قرار داده شده است، می نشیند و اعضای گروه با طرح سوالاتی از او می خواهند تا احساسات و عواطفش را بروز دهد. 

ازدیگر تکنیک های مورد استفاده درگشتالت درمانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • وارونه سازی

در این تکنیک از مراجع خواسته می شود تا نقش رفتاری متضاد با رفتار خود را ایفا کند.

برای مثال به جای آنکه منفعل باشد، با انرژی و مهاجم باشد تا بدان وسیله با جنبه های پنهان شخصیت خود تماس حاصل کند و آن ها را تشخیص دهد.

  • دورچرخیدن

از مراجع خواسته می شود تا اگر چنانچه گفته یا احساسی دارد، درصورت تمایل دور بچرخد و آن را به افراد دیگر در جلسه بگوید.

این تکنیک ممکن است اعمالی مانند لمس کردن، دلجویی و نوازش، مشاهده و متوحش کردن را نیز دربرداشته باشد.

  • تمرین گفت و گو

مراجع بخش هایی از شخصیت خود را که متعارض اند و تجربه شده اند، انتخاب و بین آنها گفت و گو برقرار میکند.

این بخش های شخصیت شامل جزءحاکم شخصیت (فراخود یا الزام ها) در مقابل جزءمطیع (جزءمقاوم منفعل)، حالت تهاجمی در مقابل حالت منفعل، شخصیت خوب در مقابل شخصیت رذل و یک سلسله دوسویه های دیگر می شود.

از مراجع خواسته می شودسعی کند بین هریک از دوسویه های موجود، گفت و گویی برقرار کند تا سرانجام به آگاهی بهتری دست یابد.

+ نوشته شده توسط Vidahatami در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه
نوشته‌های اخیر